|
بعد از مرگ کپرنیک در سال 1543، گروهی از متفرکان تندرو به تبعیت
از اندیشه جهان خورشید مرکز پرداختند. مشاهدات گالیله (1642-1564)،
ستاره شناس ایتالیایی، ثابت کرد که خورشید در مرکز جهان است و
یوهانس کپلر (1630-1571) برای حرکت سیارات سه قانون وضع نمود.
بعدها، اسحاق نیوتون (1727_1643) نشان داد که چگونه جاذبه، سیارات
را در مدار خورشید نگه می دارد.
مدارهای
متغیر

هنگامی که یک جسم حول جسمی دیگر می گردد، عواملی نظیر جرم آن دو
جسم، فاصله بین شان و سرعت قمر با یکدیگر مرتبط می شوند اگر یکی از
این عوامل به یکباره تغییر کند، دیگری نیز به ناگزیر تغییر می کند
تا قمر در مدار تازه و ثابتی قرار بگیرد.
اشکال
مداری
مدار مسیری است که یک جسم در میدان جاذبه جسمی دیگر می پیماید.
هنگامی که یک جسم کم جرم از میان میدان جاذبه جسم پر جرمی می گذرد،
مدار همیشه شکل نوعی منحنی به نام مقطع مخروطس را به خود می
گیرد (علت این نامگذاری این است که می تواند با برش مقاطعی از
مخروط منحنی بدست آورد).
حرکت
مداری

نیوتن نشان داد که هر
جسمی یک میدان جاذبه دارد و بر اجسام دیگر کشش وارد می کند. این
جاذبه باعث می شود که بعضی از اشیا در مدار بیضوی حرکت کنند. مثلاً
اقمار بدور سیارات می گردند که خود نیز به دور خورشید می گردند، و
خورشید خودش به دور مرکز کهکشان راه شیری می گردد. در واقع، بجای
چرخیدن به دور جسم دارای جرم بیشتر، دو جسم به دور نقطه تعادل،
معروف به مرکز مشترک (مرکز جرم مشترک)، می چرخند.
|